Sunday, May 10, 2009

سه

شب سرد می‌شود
ميدان
در شب سرد نشسته است
روی ديوار
دشتی پر از گل كشيده‌اند
با جاده‌ای كه به ابديت می‌رود
ابديت كجای ديوار است؟
جاده باريك و باريك‌تر می‌شود
و در نقطه‌ای كه به ضخامت قلم‌موی نقاش است
خاتمه می‌گيرد
ابديت
در همين نقطه احساس می‌شود

در اسفند عددی بزرگتر از هزار
در شب سرد
لوله‌های فاضلاب كنار خيابان رها شده‌اند
می‌خواهند فردا مجرايی برای گُه باز كنند
قرار است تمام گُه‌های شهر به هم بپيوندند

بوی خوش قوطی را استشمام می‌كنم
پس از اين واژه‌های نكبت‌بار
نفسی عميق می‌چسبد

0 comments: