شب سرد میشود
ميدان
در شب سرد نشسته است
روی ديوار
دشتی پر از گل كشيدهاند
با جادهای كه به ابديت میرود
ابديت كجای ديوار است؟
جاده باريك و باريكتر میشود
و در نقطهای كه به ضخامت قلمموی نقاش است
خاتمه میگيرد
ابديت
در همين نقطه احساس میشود
در اسفند عددی بزرگتر از هزار
در شب سرد
لولههای فاضلاب كنار خيابان رها شدهاند
میخواهند فردا مجرايی برای گُه باز كنند
قرار است تمام گُههای شهر به هم بپيوندند
بوی خوش قوطی را استشمام میكنم
پس از اين واژههای نكبتبار
نفسی عميق میچسبد
Sunday, May 10, 2009
سه
at
1:47 PM
Subscribe to:
Post Comments (Atom)

0 comments:
Post a Comment