روز میشود
تا گنجشکی
برگ مردهای از درخت فرواندازد
کسی که به تماشای روز نشسته است
سقوط برگ مرده را نگاه میکند
در همان حال
برای ساعات روز نقشه میکشد
او ماشینی کرایه میکند
به جادهای کوهستانی خارج از شهر میرود
و در درهای فرو میافتد
لحظهای صدایی مهیب به گوش میرسد
تا آرامشی که تقدیر دره است
باز
بازگردد
برای دره
او شیء بیگانهای است
و برای برگ مرده
نظارهگری
ما از کودکیش هیچ نمیدانیم
از کابوسها و هراسهایش؛
از تنش
آنچنان که پیش از له شدن بود
طرح یا خاطرهای نخواهد بود
پیکرش را
پیش از پزشکی قانونی
کسی کشف نکرده بود
حتی توصیف مناسبی از او
برای پایان شعر در دست نیست...
Sunday, June 8, 2008
دو
at
9:13 AM
Subscribe to:
Post Comments (Atom)

5 comments:
من شصت ثانیه پشت چراغ قرمز را خیلی دوست می داشتم.
با اجازه لینکتان کردم.
بعد یک سال بغض...
با «اگر شبی از شب های زمستان مسافری...» به روزم
.
.
به یاد «مرد بي وطن»
به یاد دوست و استاد سفر کرده:
........................................ «دکتر سید مهدی موسوی»
.
.
داستان خرس هاي پاندا به روايت يك ساكسيفونيست که دوست دختری در فرانکفورت داشت
با چندین شعر جدید که قبلا نخوانده اید
آه پدر،پدر، مادر تو را در گنجه آويزان كرده...
با حرفهایی صریح و بی پرده درباره جشنواره های «میبد» و «تبریز»
.
.
صندلي كنار پنجره بگذاريم و بنشينيم و ...
با خبر چاپ:
...................سومین شماره نشریه همین فردا بود
با لینک هایی از جشنواره های مختلف
با لینک شعرها و داستانهایی توپ از بچه های غزل پست مدرن و کارگاه
اعترافات يك سارق مادرزاد...
.
.
و با 27 لینک
فقط 27 لینک
تقدیم به:....
با یک سال نه! با 22 سال بغض به روزم
Iranian Students of Philosophy
بولتن دانشجويان و دانشآموختگان فلسفه ايران
isphilosophy.com
چه توصيفي بهتر از همين چند شصت ثانيه همجنس بازي دست ِ بدن ِ پزشك قانوني با دست و بدن ِ پيكر ناپيكر ِ ...
حكايت پايان همين جمله هم شد حكايت پايان شعر شما!
پروندهی شماره 2 با موضوع قدرت، حقوق و دانش منتشر شد...
Post a Comment