- همانقدر كه جراحی پلاستيك اشتياقی برای تبديل تن به چيزی ديگر است، حجاب اشتياقی برای تبديل تن به هيچچيز است.
- تن مرده پنهان میشود زيرا ابژهی نخواستن است. تن زنده پنهان میماند زيرا ابژهی خواستن است.
- چادر بعدی زيبايیشناسانه میيابد. وقتهايی كه باد میآيد.
- كودكی كه مادرش چادر به سر دارد، او را به سختی در ميان زنان ديگر پيدا میكند. هرچه حجاب مادر پوشيدهتر باشد، احتمال گمشدن كودك بيشتر است.
- نهايت عريانی رخ میدهد اما نهايت پوشيدگی رخ نمیدهد. مگر برای انسان مرده.
- پشت حجاب چه چيزی میتواند باشد؟ هر چيزی. يا هر كسی.
- بينايی انتزاعیترين حس است. گناه پيش از به وقوع پيوستن، بارها در ذهن رخ داده است. گناه يك اثر آبستره است.
- هرچقدر جسمی تيرهتر باشد، نور كمتری را به چشم بازمیگرداند. بهترين حجاب، تيرهترين حجاب است.
- پارچه حفاظی پولادين است. برای پاكدامنی.
- يك دست يا سر جدا افتاده يا يك سلول تنها، ابژهی خواستن هيچكس نيست.
- حجاب تنها بر كيفيت اثر نمیگذارد بلكه كميت را نيز دستخوش تغيير میكند: تكثير تن.
- «تن رسانهای» به تن واقعی برتری دارد. دوربين لكهها را پاك میكند و تن رفو شده را در قالب يك كليت به دست میدهد.
- نهايت عريانی نبايد رخ دهد. زيرا كليت را متلاشی میكند.
- تن به يك ايده تبديل میشود.
- ايدهای كه به دست نمیآيد، تسليم نمیشود، پاسخ نمیدهد، ايمان را پديد میآورد.
- ايمان به تن. ايمانی كه مدام شديدتر میشود. اما همچنان ايده به دست نمیآيد، تسليم نمیشود، پاسخ نمیدهد.
- تداوم سرخوردگی به عرفان ميانجامد: جستجوی تن در هر شرايطی.
Sunday, October 28, 2007
حجاب
at
11:58 AM
Subscribe to:
Post Comments (Atom)

2 comments:
daer mazdak
shayad az mohemtarin motoni bashe ke be in rahati khanande ba an arjebat bargharar mikone.
aliazadian.blogfa.com
azadian_a7@yahoo.com
Post a Comment